مقام زن در جهانبینی اسلامی
اسلام زن
را چگونه موجودی میداند؟ آیا از نظر شرافت و حیثیت انسانی او را برابر با مرد میداند
یا او را جنس پستتر میشمارد؟ الف- زن
انسانی همچون مرد با مطالعه
متون اسلام و بویژه قرآن کریم به خوبی روشن میشود که از نظر اسلام، زن انسانی است
همچون مرد، با همه ویژگیها و لوازم انسانیت. از نظر اسلام، اصولاً انسانیت انسان،
به روح او وابسته است و نه تن او، و روح انسانی به مذکر و مؤنث تقسیم نمیشود. این
همسانی مرد و زن در برخورداری از انسانیت را، از ابعاد مختلف و گوناگون، در متون
دینی میتوان یافت. - در
آفرینش زن و مرد، در آفرینش کاملاً یکسان و مساویاند، هم نسبت به مبدأ و چگونگی
آفرینش و هم نسبت به هدف آفرینش. - از نظر
مبدأ آفرینش قرآن کریم
تصریح میفرماید که در نخستین آفرینش، زنان از همان آفریده شدهاند که مردان[1]. و امام
باقر علیهالسلام نیز در روایتی بر همین نکته تأکید ورزیدهاند[2]. از نظر هدف
آفرینش: زن به خاطر همان هدف آفریده شده است که مرد برای آن آفریده شده است. این
همسانی، هم نسبت به هدف غایی از آفرینش نوع انسان صادق است و هم نسبت به هدف نزدیک
مربوط به آفرینش هر یک از دو صنف زن و مرد. از یک سو
در برخی آیات قرآن هدف غایی و نهایی آفرینش انسان و از جمله زن، استکمال او در
پرتو عبادت معرفی شده است[3] و در
برخی آیات دیگر به تصریح و به تأکید، برابری زن و مرد در بهرهمندی از مزایای سلوک
راه تکامل و عبودیت و یا ابتلا به عذابهای ناشی از مخالفت با این راه را، اعلام
نموده است و سرنوشتی واحد را برای مؤمن و مؤمنه، صالح و صالحه، و یا کافر و کافره
و مشرک و مشرکه معرفی کرده است[4]. از سوی
دیگر، نسبت به هدف آفرینش هر یک از دو جنس زن و مرد، تسکین و آرامش یافتن هر یک را
در کنار دیگری، به عنوان هدف معرفی فرموده است.[5] همان طور
که زن را آرامش بخش مرد معرفی کرده، آرامش خود او را نیز در کنار مرد تأمین نموده
است. لحن آیات قرآن در این زمینه بگونهای است که در عین اعلام نیاز هر یک از زن و
مرد به دیگری، به اصالت و استقلال هر یک از دو صنف اشاره داشته و هیچ صنفی را
طفیلی صنف دیگر قرار نمیدهد. - در داشتن
استعدادها و امکانات نتیجه
طبیعی همانندی زن و مرد در آفرینش و اتحاد در ماهیت انسانی، آن است که هر دو برای
رسیدن به تکامل و هدف نهایی آفرینش انسان، از استعدادها و امکانات یکسانی
برخوردارند و زن یا مرد بودن، موجب هیچگونه مزیت و یا محرومیتی نمیشود، هر دو از
روح الهی[6]بهرهمندند
و هر دو از ساختاری معتدل برخوردار.[7] هر دو
دارای ابزار شناختی و ادراکی یکسانی هستند[8]و نهاد هر
دو بر فطرت الهی[9]
سرشته شده است. هر دو حاصل امانت الهی[10] و هر دو
دارای وجدان اخلاقیاند[11]، آسمان
و زمین و آنچه در آنست، خورشید و ماه و شب و روز به یکسان مسخر هر دو قرار داده
شده است[12] و هر دو
یکسان از تعالیم الهی[13] و نعمت
بیان[14] بهرهمندند
و بالاخره هر دو همانند هم و در کنار هم مخاطب خداوند و پیامبران و بهرهمند از
هدایت آنان قرار گرفتهاند.[15] د رموانع
راه تکامل [1]
- یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها، نساء/1 هوالذی خلقکم من نفس واحده و جعل منها زوجها لیسکن
الیها، اعراف/189 [2]
- ابو مقدام گوید از امام- علیه السلام- پرسیدم، خدا از چه حواء را بیافرید؟
فرمود: دیگران چه میگویند. گفتم: آنان معتقدند خدا حواء را از دنده مرد خلق کرد.
فرمود: دروغ میگویند: آیا خداوند ناتوان بود که حواء را خلق کند. گفتم: پس حواء
چگونه خلق شد؟ فرمود: خدا مشتی از خاک زمین برداشت و از آن آدم را بیافرید و از
بقیه آن حواء را خلق کرد. صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 379، مجلسی، بحارالانوار،
ج 11، ص 116 [3]
- ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون، والذاریات / 56. [4]
- نساء/124، توبه/72، احزاب/35، فتح/5، حدید/1،12،13، یس/56، مؤمن/8، بقره، 221. [5]
- هوالذی خلقکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه، روم/21. [6]
- فاذا سویته و نفخت فیه من روحی حجر/29، ص /72. [7]
- لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم. یس/4 [8]
- والله اخرجکم من بطون امهاتکم لاتعلمون شیئاً و جعل لکم السمع و الابصار و
الافئده لعلکم تشکرون نحل/78. [9]
- فاقم وجهک للدین حنیفاً فطره الله التی فطر الناس علیها، روم/30 [10]
- انا عرضنا الامانه علی السمواتُ الارض و الجبال فابین ان یحملها و اشفقن منها و
حملها الانسان، احزاب/72. [11]
- و نفس و ما سویها، فالهمها فجورها و تقویها، شمس/7و8. [12]
- جاثیه/130، ابراهیم/33 [13]
- بقره/239، انعام/91، علق 4 و 5 [14]
- الرحمن/ 1-3. [15]
- عموم و اطلاقات آیات قرآنی که با تعابیر الذین آمنوا، الذین کفروا، الانسان و
مانند آن، آدمیرا موضع سخن وخطاب قرار داده است. [16]
- ان النفس لاماره بالسوء الا ما رحم ربی
قصص/15، فاطر/6، زخرف/ 62. [17]
- ان الشیطان للانسان عدوّ مبین، یوسف /5.
بررسی دیدگاه اسلام در مورد تساوی زن و مرد
بررسی دیدگاه اسلام در مورد تساوی زن و مرد 1- واژهشناسی
عدالت پیش از
ورود در بحث، به نظر میرسد که درآمدی معناشناختی در مورد واژگان تساوی، تشابه و
عدالت، مورد نیاز باشد. در المنجد،
تساوی به معنای تمائل و تشابه آمده است. در منطق، متساوی به دوشیء گفته میشود که از حیث کمیت، واحد باشند. تشابه نیز
از ریشه شبه است به معنای مثل و جمع آن اشباه است.[1] شریف
جرجانی در تعریف عدل میگوید: عدل مصدر است و به معنای عدالت میباشد یعنی اعتدال
و راست قامتی و میل به حق. عدل امری بین افراط و تفریط است … اما راغب
اصفهانی در تعریف عدل آن را تقسیم، بهره و سهم به طور مساوی میداند که بر دو گونه
است: 1- عدل
مطلق: که حسن عقلی دارد و در زمان، نسخ نمیشود و به هیچ وجه تجاوز توصیف نمیشود، مثل نیکی به کسی که به تو
نیکی کرد و ترک آزار از کسی که دست از آزار تو بر داشته است. - عدالت
شرعی که ممکن است در زمانی نسخ گردد مثل قصاص.[2] عدل به
معنای تساوی و نفی هر گونه تبعیض است،[3] گاهی میگویند
فلانی عادل است، منظور این است که هیچگونه تفاوتی میان افراد قائل نمیشود.
بنابراین عدل یعنی مساوات. این تعریف
نیازمند به توضیح است، اگر مقصود این باشد که عدالت ایجاب میکند که هیچگونه
استحقاقی رعایت نگردد و با همه چیز و همه کس به یک چشم نظر شود این عدالت عین ظلم
است. اگر اعطاء بالسویه عدل باشد منع بالسویه هم عدل خواهد بود. و اما اگر
مقصود این باشد که عدالت یعنی رعایت تساوی در زمینه استحقاقهای متساوی، البته معنی
درستی است، عدل ایجاب میکند اینچنین مساواتی را و اینچنین مساوات از لوازم عدل
است. ولی در این صورت بازگشت این معنی به معنی دیگری است به این ترتیب که: عدل
یعنی رعایت استحقاقها، اعطا کردن به هر ذی حقی آنچه استحقاق آن را دارد، معنی
حقیقی عدالت اجتماعی بشری، یعنی عدالتی که در قانون بشری باید رعایت شود و افراد
بشر باید آنرا محترم شمارند همین معنی است.[4] عدالت و
برابری بر حسب رویکردهای مختلف علمیاز قبیل سیاست، اخلاق و اقتصاد معانی مختلفی
پیدا میکند، آنچه در این نوشتار مورد نظر است، بررسی این واژگان در حوزه مباحث
زنان است. جنسیت
مهمترین دیدگاهی است که در تفسیر واژگان تساوی و عدالت تأثیر گذار است. مسئله
اینست که آیا با وجود تمایز جنسی میان زن و مرد، تساوی میان این دو امکانپذیر
است؟ در جواب به
این سوال نظرگاههای متفاوتی ارائه گشته که دو رویکرد مهم آن به این قرار است: الف: جنسیت
هیچ نقشی در اصل انسانیت ندارد به این معنا که موجب نقص و کمال یا شدت و ضعف در
انسان بودن نمیشود ولی با این وجود در حقوق و وضع قوانین تأثیرگذار است و موجب
تفاوت حقوقی میگردد. ب: جنسیت،
نه تنها در اصل انسانیت، بلکه در مسائل حقوقی نیز تأثیرگذار نیست رویکرد اول در
جهان بینی الهی و رویکرد دوم در جهان بینی غیر الهی دنبال میشود. در اثبات
رویکرد اول ضروری است دیدگاه اسلام نسبت به زن بررسی شود.
تأکید کنوانسیون بر ضرورت تساوی زنان و مردان
- تساوی یا عدالت
تأکید کنوانسیون بر «ضرورت تساوی زنان و مردان در همه شئون» از یک خطای مبنایی نشأت گرفته و آن برداشت اشتباه از معنای تساوی و عدالت و نیز نابرابری و تبعیض میباشد به بیان دیگر در لغتنامه بانیان کنوانسیون، هرگونه «نابرابری» «تبعیض» و هر «برابری» «عدالت» نام گرفته است در حالی که رابطة بین نابرابری و تبعیض تساوی نیست بلکه این دو با یکدیگر رابطة عموم و خصوص من وجه دارند.
به این بیان که: برخی نابرابریها تبعیض و بیعدالتی هم هست یا به تعبیر دیگر بعضی تبعیضها، نابرابری است. مثل اینکه قاضی، دزدی را آزاد کند و بیگناهی را به جرم دزدی حبس کند. برخی نابرابریها تبعیض و بیعدالتی نبوده بلکه عین عدالت است مثل اینکه قاضی بیگناهی را تبرئه کند و مجرم را مجازات کند.
برخی بیعدالتیها و تبعیضها، نابرابری، نیست بلکه برابری است مثل اینکه قاضی هم فرد بیگناه و هم فرد مجرم را حد بزند یا حبس کند یا هر دو را آزاد کند از آنچه گذشت میتوان نتیجه گرفت که برابری و تساوی ملاک عدالت نیست چنانچه نابرابری معیار تبعیض و بیعدالتی نیست. در نتیجه کنوانسیون که با توجه به اختلافهای زیستی و طبیعی میان زنان و مردان بر مبنای وضع حقوق و قوانین یکسان و مساوی برای این دو طیف، پایهریزی شده است، خود مروّج و مبلغ بیعدالتی و تبعیض میباشد.
تساوی زن و مرد شعار محوری کنوانسیون
مواد کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان بر محور «ضرورت تساوی و برابری زنان و مردان در همه شئون» استوار است به این معنا که مصوبات کنوانسیون با پذیرش تفاوتهای طبیعی و جنسیتی میان زن و مرد، بر عدم دخالت این تفاوتها در قانونگذاری و ضرورت وضع قوانین برابر و مساوی تأکید داشته و تنها راه ایجاد رفاه، آسایش، عدالت، آزادی و کرامت انسانی برای زنان را تساوی حقوقی آنها با مردان میداند در حالیکه بانیان کنوانسیون که چنین ادعایی دارند در مرحلة عمل دوام نیاورده و در موارد 4، 11 و 12 کنوانسیون خواستار توجه جدی به مسائل خاص زنان به ویژه دوران بارداری وضع حمل و شیردهی شده و قوانینی متفاوت وضع نمودهاند[1]. این در حالی است که التزام واقعی به شعار «نادیده انگاری تفاوتها در نظام قانونگذاری» ایجاب میکند که طراحان کنوانسیون در جهت برابری و تساوی زنان و مردان، با وضع قوانین بارداری خارج از رحم، مانع تولید مثل زنان شده و در صورت باردار شدن هیچگونه شرایط و امتیاز ویژهای برای ایشان در نظر نگرفته و حتی آنها را از شیردهی منع کنند حال آنکه نه تنها این مواد را وضع نکردهاند بلکه امتیازات ویژهای برای مادران در ایام بارداری و شیردهی در نظر گرفتهاند و این برخلاف ادعای اولیه مبنی بر وضع قوانین یکسان میان زنان و مردان میباشد. در حقیقت، کنوانسیون به این وسیله عملاً موافقت خود را با ناکار آمدی نظریه تساوی و برابری در همة شئون، اعلام نموده است.
- سیره عقلاء
در احکام قضایی همه کشورها توجه به تفاوتهای زیستی و حتی اجتماعی و اکتسابی جایگاهی ویژه دارد[2]. این سیرة عقلائی موجب وضع قوانین یا تبصرههای ویژهای شده است به عنوان مثال خردسالان یا افراد مسن و کهنسال در جوامع از تخفیفات و امتیازات ویژه قانونی برخوردارند و در پارهای موارد از هر گونه مجازات و عقوبتی معافند.
و روشی که بانیان کنوانسیون برگزیدهاند ( در وضع قوانین یکسان میان زن و مرد) در تناقض و تضاد آشکار با سیره و روش عقلایی انسانها در جوامع مدرن میباشد. البته لازم به ذکر است که در کنوانسیون رفع تبعیض نیز به طور ناخودآگاه این روش عقلایی درپارهای موارد پیروی شده و با توجه به تفاوتها، امتیازاتی را برای زنان در مقایسه با مردان در نظر گرفته است.[3] در واقع «برابری در شرایط نابرابر و نا متساوی» به همان اندازه ظلم محسوب میشود که «نابرابری در شرایط متساوی» در نتیجه باید به جای ترویج «برابری و تساوی در همة شئون» به تبلیغ و ترویج عدالت میان زن و مرد یا تناسب و هماهنگی حقوق و قوانین با اشتراکات و تفاوتهای زیستی، محیطی و اجتماعی همت گمارد.[4] این همان نکته ظریف و اساسی است که ظاهراً بانیان کنوانسیون از آن غفلت ورزیدهاند به این وسیله «در عصر مدرن» ظلمها و ستمهای جدید و البته شکنندهتری بر جامعه زنان تحمیل شده است. چنان که چپسوتون[5] در این زمینه مینویسد: من منکر آن نیستم که زنان قبلاً مورد رفتار ناشایست و حتی در معرض شکنجه قرار میگرفتند ولی به عقیدة من وضع آنها هیچگاه به اندازة امروز که فرمانروای خانه و نیز رقیب اداری مردانند، رقت بار نبوده است».[6] به هر حال تنظیم کنندگان کنوانسیون با شعار «تساوی و برابری در همه شئون» در حقیقت به مقابله با سیره و روش دیرینه و خرد ورزانه همه جوامع پرداخته حتی بدیهیات زندگی پیرامون خود را نادیده گرفتهاند.
[1] -برای نمونه در اعلامیه حقوق بشر در ماده بیست و پنجم چنین میگوید: «هر کس حق دارد که در موقع بیکاری، بیمار، نقص اعضاء، بیوگی، پیری، یا در تمام مواردی که به علل خارج از اراده انسان وسائل امرار معاش از دست رفته باشد، از شرایط آبرومندانه زندگی برخوردار شود.»
[2] - مواد 4 ، 11،12، بند 1 و2
[3] - مواد 4، 11 و 12 کنوانسیون
[4] - البته شناسایی دقیق اشتراکات و تمایزات میان زنان و مردان و تشریح و توازن متناسب با آن بسیار دشوار و پیچیده است.
[5] - ریچارد چپسترتون یک جامعه شناس است.
[6] - ساروخانی، باقر، جامعه شناسی خانواده، انتشارات سروش 1375 ص 62.
اشارهای اجمالی به مواد کنوانسیون
متن کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان مشتمل بر یک مقدمه، شش بخش و سی ماده میباشد.
در مقدمه کنوانسیون اشاره شده که «تبعیض علیه زنان به صورت گسترده و دامنهدار ادامه دارد» و تأکید مینماید که این تبعیض ناقض اصول برابری حقوق و احترام به انسان و کرامت انسانی اوست.
بنابراین ضمن تعریف تبعیض، دولتها را ترغیب میکند که حقوق افراد را بدون هیچگونه تمایز جنسی، محترم شمارند و متعهدشان میسازد که با اتخاذ تدابیر مناسب از جمله، وضع و تصویب قانون و حمایت قانونی و نیز خودداری از انجام هر گونه عمل یا رفتار تبعیضآمیز تحقق این تساوی در برابر قانون و به طور کلی تساوی حقوقی را تضمین نمایند.
در پنج بند نخست مقدمه، به سابقه اسناد مورد توافق اعضای سازمان ملل متحد اشاره شده است. در ادامه مقدمه بندهای 6 تا 15 بر نکات زیر تأکید دارد:
- نگرانی از گسترش تبعیض علیه زنان.
- یادآوری نقش تبعیض به عنوان مانع مساوات و گسترش سعادت جامعه و خانواده.
- نگرانی از فقر و تنگدستی و دسترسی کم به غذا، بهداشت، آموزش و اشتغال و… .
- اعتقاد به نقش نطام نوین اقتصادی در تحقق برابری زنان ومردان.
- تأکید بر ریشه کن کردن آپارتاید جهت تحقق حقوق زن و مرد.
- تأکید تحکیم صلح و امنیت بینالمللی جهت دستیابی به مساوات.
- اعتقاد به لزوم شرکت یکپارچه زنان در توسعه کشور.
- اعتقاد به نقش زن در رفاه- اهمیت مادری، تقسیم مسئولیت بین زن و مرد.
- ضرورت تغییر در نقشهای کلیشهای و سنتی مردان و زنان.
- اتخاذ اقدامات ضروری برای رفع تبعیض.
کنوانسیون برای ایجاد تساوی واقعی میان زن و مرد برنامه اجرایی را ارائه میدهد و به طور کلی سه بعد حقوق زن را در نظر میگیرد:
«حقوق مدنی و وضع حقوقی زن، تولید مثل بشری و نقش زن در آن، اثر عوامل فرهنگی در روابط زن و مرد».
در زمینه حقوق مدنی، مشارکت سیاسی و اجتماعی زن در عرصه داخلی و بینالمللی مورد حکم قرار گرفته است (مواد 7 و 8). به تابعیت زن شوهر دار جدای از وضع نکاح او توجه شده و نیز در کنوانسیون تابعیت زن شوهر دار ملاک حکم قرار گرفته است (ماده 9).
حقوق زن و تساوی حقوق او با ورود در زمینه آموزشی، استخدام، فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی در مواد 10و 11و12 تصریح شده است. به برابری کامل زن در زمینه حقوق مدنی و فعالیتهای وی در ماده 15 تأکید شده و در این ماده از دولتها خواسته شده که هر سند یا قراردادی که از اهلیت حقوقی زن میکاهد را باطل و بی اثر شناسند. کنوانسیون در ماده 16 به مسئله نکاح «در روابط خانوادگی» پرداخته است و حق مساوی زن و مرد را در زمینه انتخاب همسر، حقوق شخصی و تسلط بر اموال را تأیید میکند.
در این ماده «حق تولید نسل زن» مد نظر قرار گرفته است و با پذیرش این اصل که مادر شدن وظیفهای اجتماعی است، قائل به برقراری مقررات حمایتی از زن در هنگام بارداری و بارور شدن و انجام وظایف مادری میشود. حمایتی که هم باید در چارچوب خانواده از طریق مشارکت مرد در مسئولیتها و انجام وظایف مادری محقق شود و هم در عرصة اجتماع با فراهم آوردن تسهیلات لازم از سوی دولت، حمایتهای ویژهای که نباید تبعیضآمیز تلقی شوند (ماده 4) و از همه مهمتر این که دولتها موظف شدهاند «قانون خانواده» را به صورتی اصطلاح کنند که حق زن را در زمینه تعیین تعداد فرزندان و فاصله سنی میان آنها تضمین نماید.
چهارده ماده انتهایی کنوانسیون اختصاص دارد به معرفی تشکیلات و پیگیری و ارزیابی تحقق مواد کنوانسیون در کشورها و نحوه الحاق به کنوانسیون و به موضوعات زیر قابل تفکیک میباشد:
- تشکیل کمیته محو تبعیض علیه زنان به منظور بررسی و در نظر گرفتن پیشرفت حاصله در اجرای مفاد این کنوانسیون.
- آییننامه کمیته (بطور مثال این کمیته از بیست و سه کارشناس تشکیل میشود که توسط دولتهای عضو کاندید شده و برای یک دوره چهار ساله انتخاب خواهند شد.) و نحوه کار اعضای آن.
- مقررات دستیابی به برابری مفیدتر و موثرتر.
- تعهد ملی تحقق کامل حقوق به رسمیت شناخته شده.
- امضا - الحاق، تجدید نظر - تحفظ - ارجاع به داوری هنگام وقوع اختلاف.
- اعتبار یکسان ترجمههای متن کنوانسیون.