کدام شروط باطل و مبطل عقد و نکاح است؟

شروطی که باطل و مبطل عقد است :

   طبق ماده 233 قانون مدنی « شرایط مفصله ذیل باطل و موجب بطلان عقد است : 1- شرط خلاف مقتضای عقد ؛ 2- شرط مجهولی که جهل به آن موجب جهل به عوضین شود » .

   مقصود از شرط خلاف مقتضـای عقد شرطـی است کـه با آن چه ذات و طبیعت عقد اقتضـا می کند منافات داشته باشد , چنان که در نکاح شرط شود که شوهر یا زن وظایف زوجیت را انجام ندهد یا رابطه ی زوجیت بین آنان پدید نیاید . چنین شرطی , از نظر مبایعت با ذات عقد , هم باطل و هم موجب بطلان عقد است .

 

شروع نامشروط ضمن عقد و نکاح

شرطی که نامشروع باشد :

   یعنی شرطی که مخالف قواعد آمره ( امری ) باشد . قواعد آمره مربوط به نظم عمومی است و مصلحت عمومی در آن موردنظر است . از این رو قانون گذار اجازه نمی دهد که افراد با قراردادهای خود , هر چند فرعی و تبعی باشد و ضمن عقد نکاح آورده شود , آن رانقض کنند . شرط نامشروع باطل است ولی موجب بطلان عقد نیست . شروط نامشروع در نکاح مصادیق گوناگونی می تواند داشته باشد که شروط زیر از آن جمله است :

1- شرط خیار :

   شرط خیار آن است که اختیار فسخ نکاح برای یکی از زوجین یا شخص ثالث ضمن عقد شرط شود . ماده 1069 قانون مدنی این شرط را باطل معرفی کرده و می گوید :

   « شرط خیار فسخ نسبت به عقد نکاح باطل است ولی در نکاح دائم شرط خیار نسبت به صداق جایز است مشروط بر این که مدت آن معین باشد و بعد از فسخ مثل آن است که اصلاً مهر ذکر نشده باشد . » قول گروهی از فقهای امامیه بر بطلان شرط و عقد , در مورد شرط خیار نسبت به عقد نکاح است , بدین استدلال که نکاح به شرط خیار که یک چیز است مورد نظر بوده و با بطلان شرط آن چه منظور طرفین بوده تحقق نیافته است .

   نظر دیگری که ظاهراً مورد قبول قانون مدنی واقع شده است که در این مورد شرط باطل و عقد صحیح است زیرا نکاح و شرط دو چیز است و به عبارت دیگر , تعدد مطلوب در این جا وجود دارد و بدین جهت بطلان شرط به صحت نکاح که چیز دیگری است لطمه نمی زند .

     حال ببینیم چرا شرط خیار در نکاح باطل و سایر قراردادها صحیح است ؟ نکاح قراردادی مهم و استثنایی است که منشأتشکیل خانواده است و بقاء و تثبیت خانواده همیشه مطلوب و موردنظر قانون گذار بوده است . از این رو فسخ نکاح جز در چند مورد خاص پذیرفته نشده و توافق طرفین و شرط خیار از موجبات فسخ نکاح به شمار نیامده است .

   2- هرگاه شرط شود اگر شوهر مهر زن خود را تا تاریخ معینی ندهد زن حق فسخ نکاح را داشتـه باشد , یا نکـاح خود به خود منحـل شود . ماده 1081 قانـون مدنـی در این باره مقـرر می دارد : « اگر در عقد نکاح شرط شود که در صورت عدم تأدیه مهریه در مدت معین نکاح باطل خواهد بود , نکاح و مهر صحیح ولی شرط باطل است . » این قاعده نیز با اصل بقاء و تثبیت خانواده و استثنایی بودن فسخ توجیه می شود .

   3- هرگاه در نکاح شرط شود که زن سابق شوهر مطلقه باشد , چون طلاق شرایط و تشریفات خاصی دارد , صرف شرط طلاق ضمن عقد نکاح کافی برای تحقق آن نیست ؛ لذا چنین شرطی باطل است . همین طور است اگر شرط شود که حق طلاق منحصراً با زن است . اما اگر ضمن عقد , شوهر برای طلاق به زن وکالت دهد , این شرط درست خواهد بود .

   4- هرگاه زن بر شوهر شرط کند که حق ندارد به منزل زن قبلی خود برود و یا با او نزدیکی کند .

   5- هرگاه زن بر شوهر شرط کند که حق حضانت یا ولایت بر اطفال خود را نداشته باشد .

   6- هرگاه شرط شودکه زن حق نفقه نداشته باشد .

   7- هرگاه شرط شرط شود که زن در اعمال و معاشرت های خود کاملاً آزاد باشد .

   8- هرگاه شرط شود که ریاست خانواده با زن باشد . این شرط برخلاف ماده 1105 قانون مدنی می باشد که متضمن یک قاعده امری است .

   9- هرگاه شرط شودکه شوهر حق ندارد زن دیگری بگیرد . به اعتقاد فقهای امامیه چنین شرطی نامشروع و باطل است . در حقوق امروز در تأیید این نظر شاید بتوان به ماده 959 قانون مدنی استناد کرد که می گوید : « هیچ کس نمی تواند به طورکلی حق تمتع یا حق اجراء تمام یا قسمتی از حقوق مدنی را از خود سلب کند . »

   در فقه اسلامی , بعضی از فقهای امامیه در بطلان شرط مذکور تردید کرده و صحت آن را پذیرفته اند . به اعتقاد اینان در صورت تخلف شرط , ضمن حق فسخ نکاح را خواهد داشت . اگر صحت شرط را در حقوق امروز بپذیریم , با توجه به این که موارد فسخ نکاح در حقوق ما محدود است , نمی توانیم قائل به فسخ برای زن یا بطلان ازدواج دوم در صورت تخلف شویم , بلکه فقط می توانیم حق مطالبه خسارت برای زن بشناسیم .

شروطی که باطل است ولی مبطل عقد نیست

شروط باطل :

   شروط باطل گاهی مفسد عقد نیست و تأثیری در آن ندارد زیرا به ارکان عقد لطمه نمی زند و گاهی موجب بطلان عقد است , چه به ارکان عقد لطمه می زند و به دیگر سخن , موجب فقدان یکی از عناصر اساسی قرارداد می گردد .

- شروطی که باطل است ولی مبطل عقد نیست :

   شروطی که باطل است ولی به صحت عقد لطمه نمی زند و تأثیری در آن ندارد طبق ماده 232 قانون مدنی بر سه گونه است :

 یک – شرطی که انجام آن غیر مقدور باشد :

   مثلاً اگر ضمن نکاح شرط شود که شوهر مرده ای را زنده کند یا یک زبان خارجی را در یک

روز به طور کامل به زن بیاموزد , این شرط باطل ولی عقد صحیح است .

دو – شرطی که در آن نفع یا فایده نباشد :

   چنان که شرط شود یکی از همسرها مسافت بین تهران و کرج را پیاده یا با شتر به پیماید .

نکاح موقت یا منقطع

ب - نکاح موقت یا منقطع :

   منقطع در لغت به معنی بریده است و به نکاحی گفته می شود که برای مدت معینی واقع شده باشد و پس از پایـان آن مدت نیـازی بـه طلاق نیست و عقد نکاح منحل می گردد و به منظور بهره مند شدن از زن واقع می شود ؛ بنابراین نکاح منقطع هم برای مدتی که واقع شده است اعتبار دارد و صحیح می باشد و اگر زن و مرد دارای اولادی بشوند , مشروع و قانونی است و از پدر و مادر خود ارث می برد .

   مرد می تواند چندین زن منقطعه بگیرد , حقوق امامیه اجازه می دهد که مرد بتواند هر چند زن منقطعه که بخواهد بگیرد و حدودی برای آن تعیین ننموده است . داشتن زن دائم برای مرد مانع از ازدواج با زنان دیگر به نکاح منقطع نمی گردد . به این جهت در نکاح منقطع چند نکته مورد توجه است :

1- این که مدت باید معلوم باشد .

2- در نکاح منقطع مهریه باید معلوم باشد در غیر این صورت عقد نکاح باطل خواهد بود .

3- در نکـاح منقطـع اگـر زن قبـل از پایان مدت بمیرد مهریه او ساقط نمی شود و برعهده مرد می باشد .

4- هرگاه نکاح منقطع واقع شده باشد ولی تا پایان مدت مرد با او نزدیکی ننماید باز هم باید مهریه او را بپردازد .

5- در نکاح منقطع طلاق وجود ندارد یعنی مقرراتی که درباره طلاق راجع به ازدواج دائم به عمل می آید اعمال نمی گردد و به این جهت اگر مدت خاتمه یابد و یا مرد پس از وقوع عقد مدت را بذل نماید و یا این کـه نکاح فسـخ شود طلاقی صورت نمی گیـرد چـرا کـه عقـد منقطـع منحـل می گردد .

6- عده زوجه در نکاح منقطع هرگاه زن حامله نباشد دو طُهر می باشد و اگر زن به علت اقتضاء سن عادت زنانگی نبیند عده او 45 روز می باشد ولی عده وفات و عده زن حامله در نکاح دائم و منقطع تفاوتی ندارد .

7- در عقد نکاح منقطع زن و مرد از یک دیگر ارث نمی برند .

8- در نکاح منقطع نفقه وجود ندارد مگر این که ضمن عقد شرط شده باشد که مرد به زن نفقه بدهد و یا این که بنای عقد بر تأدیه نفقه باشد .

نکاح دائم این است که مدتی تعیین نشده باشد

   منظور از نکاح دائم این است که مدتی تعیین نشده باشد یعنی زن و شوهر برای یک عمر و تا پایان زندگی با یک دیگر ازدواج می نمایند . در وضعیت فعلی جامعه ما اکثریت قریب به اتفاق ازدواج ها دائمی است و به طوری که در عرف مشهور است گفته می شود : « زن با لباس عروسی به خانه شوهر می رود و با کفن از خانه او خارج می شود » همین مثل در مردان هم صادق است یعنی آن ها هم با لباس دامادی به خانه بخت می روند و جز در موارد استثنایی کـه برای زن و مرد وجود دارد از یک دیگر جدا نمی گردند و ازدواج مادام العمر می باشد . قانون مدنی ما هم وقتی مقدمه ازدواج یعنی خواستگاری را با شرایطی تعیین نموده به ازدواج دائمی نظر داشته و دارد و در عین حال در شرایط خاصی ازدواج موقت را هم تجویز نموده است که در وضعیت فعلی خیلی مقبول عامه مردم نبوده و از آن استقبال نمی شود .