4- رهبانیت موقتیا کمونیسم جنسى یا ازدواج موقت؟
از شما مىپرسم:آیا با این حال،با طبیعت و غریزه چه رفتارى بکنیم؟آیا بیعتحاضر استبه خاطر اینکه وضع زندگى ما در دنیاى امروز اجازه نمىدهد که در سنین شانزده سالگى و هجده سالگى ازدواج کنیم دوران بلوغ را به تاخیر بیندازد و تا ما فارغ التحصیل نشدهایم غریزه جنسى از سر ما دستبردارد؟
آیا جوانان حاضرند یک دوره«رهبانیت موقت»را طى کنند و خود را سخت تحت فشار و ریاضت قرار دهند تا زمانى که امکانات ازدواج دائم پیدا شود؟فرضا جوانى حاضر گردد رهبانیت موقت را بپذیرد،آیا طبیعتحاضر است از ایجاد عوارض روانى سهمگین و خطرناکى که در اثر ممانعت از اعمال غریزه جنسى پیدا مىشود و روانکاوى امروز از روى آنها پرده برداشته است صرف نظر کند؟
دو راه بیشتر باقى نمىماند:یا اینکه جوانان را به حال خود رها کنیم و به روى خود نیاوریم;به یک پسر اجازه دهیم از صدها دختر کام برگیرد،و به یک دختر اجازه دهیم با دهها پسر رابطه نامشروع داشته باشد و چندین بار سقط جنین کند،یعنى عملا کمونیسم جنسى را بپذیریم;و چون به پسر و دختر«متساویا»اجازه دادهایم،روح اعلامیه حقوق بشر را از خود شاد کردهایم،زیرا روح اعلامیه حقوق بشر از نظر بسیارى از کوتهفکران این است که زن و مرد اگر بناستبه جهنم دره هم سقوط کنند دوش به دوش یکدیگر و بازو به بازوى هم و بالاخره«متساویا»سقوط کنند.
آیا اینچنین پسران و دخترانى با چنین روابط فراوان و بیحدى در دوران تحصیل، پس از ازدواج دائم مرد زندگى و زن خانواده خواهند بود؟
راه دوم ازدواج موقت و آزاد است.ازدواج موقت در درجه اول زن را محدود مىکند که در آن واحد زوجه دو نفر نباشد.بدیهى است که محدود شدن زن مستلزم محدود شدن مرد نیز خواه ناخواه هست.وقتى که هر زنى به مرد معینى اختصاص پیدا کند قهرا هر مردى هم به زن معینى اختصاص پیدا مىکند،مگر آنکه از یک طرف عدد بیشترى باشند.بدین ترتیب پسر و دختر دوران تحصیل خود را مىگذرانند بدون آنکه رهبانیت موقت و عوارض آن را تحمل کرده باشند و بدون آنکه در ورطه کمونیسم جنسى افتاده باشند.
3- جوان امروز و دوره بلوغ و بحران جنسى
شما اگر امروز یک پسر محصل هجده ساله را که شور جنسى او به اوج خود رسیده است تکلیف به ازدواج بکنید،به شما مىخندند.همچنین استیک دختر محصل شانزده ساله.عملا ممکن نیست این طبقه در این سن زیر بار ازدواج دائم بروند و مسؤولیتیک زندگى را-که وظایف زیادى براى آنها نسبتبه یکدیگر و نسبتبه فرزندان آیندهشان ایجاد مىکند-بپذیرند.
چنانکه قبلا دانستیم ازدواج دائم مسؤولیت و تکلیف بیشترى براى زوجین تولید مىکند.به همین دلیل پسر یا دخترى را نمىتوان یافت که از اول بلوغ طبیعى که تحت فشار غریزه قرار مىگیرد آماده ازدواج دائم باشد.خاصیت عصر جدید این است که فاصله بلوغ طبیعى را با بلوغ اجتماعى و قدرت تشکیل عائله زیادتر کرده است.اگر در دوران ساده قدیم یک پسر بچه در سنین اوایل بلوغ طبیعى از عهده شغلى که تا آخر عمر به عهده او گذاشته مىشد برمىآمد،در دوران جدید ابدا امکان پذیر نیست.یک پسر موفق در دوران تحصیل که دبستان و دبیرستان و دانشگاه را بدون تاخیر و رد شدن در امتحان آخر سال و یا در کنکور دانشگاه گذرانده باشد،در 25 سالگى فارغ التحصیل مىگردد و از این به بعد مىتواند درآمدى داشته باشد.قطعا سه چهار سال هم طول مىکشد تا بتواند سر و سامان مختصرى براى خود تهیه کند و آماده ازدواج دائم گردد.همچنین استیک دختر موفق که دوران تحصیل را مىخواهد طى کند.
ضمانت اجرا :
اگر دختری که به سن بلوغ رسیده بدون اجازه پدر یا جد پدری و بدون این که ناموجه بودن علت مخالفت او محرز شده باشد ازدواج کند , این ازدواج دارای چه ضمانت اجرایی است ؟ در نظام قبلی بعضی می گفتند این ازدواج صحیح و نافذ است و هیچ گونه ضمانت اجرای حقوقی برای طرفین نکاح ندارد و فقط سردفتری که ازدواج را به ثبت رسانده مستوجب مجازات انضباطی است . لیکن نظر ما بر این بود که می توان این ازدواج را غیر نافذ دانست . امروز هم این نظر قابل دفاع است . ظاهر عبارت ماده 1043 اصلاحی قانون مدنی که نکاح دختر باکره را «موقوف» به اجازه پدر یا جد پدری دانسته مفید همین معنی است . قواعد عمومی اعمال حقوقی هم این نظر را تأیید می کند. بعضی از آراء دادگاه ها به ویژه رأی وحدت رویه هیئت عمومی دیوانعالی کشور مورخ 29/3/63 نیز مؤید همین نظر است .
مقام صالح برای تشخیص :
قبل از اصلاح ماده 1043 این سؤال مطرح شده بود که هرگاه پدر یا جد پدری در مخالفت خود اصرار ورزد و علتی برای آن ذکر کند تشخیص موجه یا ناموجه بودن علت با کدام مقام است ؟ استادان حقوق در پاسخ به این سؤال اختلاف نظر داشتند .
ماده 1043 اصلاحی به این بحث خاتمه داده و تشخیص این امر را برعهده دادگاه مدنی خاص گذارده و اجازه نکاح از سوی دادگاهرا جایگزین اجازه پدری کرده است و این راه حل با اصول حقوقی سازگار است .